تنها راه تغییر یافتن یک تصمیم واقعی است.
خوش آمدید - امروز : پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶
خانه » دانلود (صفحه ی 30)

اطلاعیه سایت

دانلود

دانلود رمان ثانیه های عاشقی برای موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان ثانیه های عاشقی برای موبایل و کامپیوتر


رمان ثانیه های عاشقی برای موبایل و کامپیوتر

ثانیه های عاشقی

ثانیه های عاشقی

 

 

دانلود رمان ثانیه های عاشقی

نوشته ی گیسوی پاییز

اینکه داستان درباره ی دختری به اسم شکوفاست که یه هفته بعد از تولدش جلوی در پرورشگاه گذاشته می شه….و خیلی زود یه خونواده ای پیدا می شن و اونو به فرزندی می گیرن…..چند ماه بعد از ورود شکوفا به خونه ی خانوم و آقای به کیش ..خانوم به کیش باردار می شه و بعد از نه ماه سه تا پسر به دنیا میاره…..ایلیا…ارشیا….بردی ا………حالا همه بزرگ شدن…….

خلاصه.:……..شاید همه بگویند دیوانه شده ام…….ولی مهم نیست….مردم همیشه حرف می زنند….مهم این است که من غرقِ عشقِ تو شدم…….دوست داشتن چیز عجیبی نیست……همین که وجودت آرامش بخش وجودم می شود……همین که با یادت بر لبم لبخند می نشیند….همین که نفس هایت قلبم را به تپش وا می دارد…..همین که لحظاتم با بودنت شیرین می شود…..دوست داشتن شکل می گیرد…..صدا بزن مرا….مهم نیست به چه نامى…….فقط میم مالکیت را آخرش بگذار……..می خواهم باور کنم مال تو هستم………….

مقدمه:……می بافم رج به رج…..گره به گره…….دردهایم را بند به بند گره می زنم…….شادی هایم را به جای گلهای قالی نقش می زنم……..سرگذشتم را با سر انگشتانم نخ به نخ به تصویر می کشم…….پس اشک ها و لبخند هایم را طرح می زنم تا دست به دست راوی یک زندگی باشند………

به این پست امتیاز دهید.

Likes۰Dislikes۰


منبع:romantops.com
گرداوری شده : ایران فراز

دانلود رمان هکر قلب برای موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان هکر قلب برای موبایل و کامپیوتر


رمان هکر قلب برای موبایل و کامپیوتر

هکر قلب

هکر قلب

 

 

نوشتهarish94

من هلیا….ملقب به هکر قلب…
و تو پسری مرموز….ملقب به هکر ماشین…
من دختری که نه عاشق بوده و نه سعی به معشوق شدن داشته…
داستان من و تو داستان دو آدمی است پر غرور…
باخت از آن من نیست…..
عشق من تو را به زانو در خواهد آورد…
یاد من قدم هایت را سست میکند….
و نگاه من دین و ایمانت را به آتش میکشد و تو در خاکستر چشمان من خواهی سوخت….
این من نیستم که غرورم را شکسته و اعتراف میکند….
رمز قلبت در دستان من است….
پس زانو بزن…
و در آخر….
من دختری که عاشق نمیشوم….ولی وقتی در های قلبم برای تو باز شد تو را هم دیوانه ی خودم میکنم……پایان خوش

به این پست امتیاز دهید.

Likes۰Dislikes۰


منبع:romantops.com
گرداوری شده : ایران فراز

دانلود رمان پشت یک دیوار سنگی برای موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان پشت یک دیوار سنگی برای موبایل و کامپیوتر


رمان پشت یک دیوار سنگی برای موبایل و کامپیوتر

 پشت دیوار سنگی

پشت یک دیوار سنگی

 

 

نام رمان :رمان پشت یک دیوار سنگی

به قلم :آرام رضایی

حجم رمان : ۳٫۷  مگابایت پی دی اف

خلاصه ی از داستان رمان:

یه داستان از یه زندگی، شایدم ۲ تا. آشنا برای بعضیها و غریبه و مجهول برای یه عده دیگه. کسایی که شاید دیده باشیم و شایدم نه.
یه دختر و یه پسر که به دنیا اومدن و ساخته شدن برای زندگی مجردی و تنهایی. هیچ رقمه شکل و رفتارشون به مسئولیت و تعهد و … نمی خوره.
زندگیهای مستقل با عقاید و رفتارهای خاص خودشون که شاید برای بعضیها قابل قبول نباشه.
حالا تصور کنید این دوتا آدم سر راه هم قرار بگیرن. چه جوری با هم کنار میان ؟؟؟؟

 

 

صفحه ی اول رمان:

کلید و تو قفل در چرخ و ندم.
در با صدای تیکی باز شد. رفتم تو. کلید برق و زدم. خ و نه روشن شد. کفشامو در آوردم و سرپاییهامو پوشیدم.
وای که پدرم در اومد. داشتم نصف می شدم از خستگی. چه روزه اعصاب خورد کنی بود.
چراغهای خ و نه رو روشن کردم. خ و نه چلچراغ شد و نورانی. رفتم تو اتاقم. کیفمو پرت کردم یه طرف.
مانتو و مقنعه امم یه ور دیگه. لباسهامو عوض کردم. یه دوش حال می داد.
حوله امو برداشتم و رفتم سراغ حمام. یه دوش آب ولرم واقعا” می چسبید. کم کم آب و داغ کردم. شیر آب سرد و ریزه ریزه بستم. وای خدا یه لحظه آتیش گرفتم.
بمیری آرشین که همیشه همین غلطو می کنی و بازم آدم نمیشی. یکم شیر آب سرد و باز کردم.
حال می داد زیر دوش آب داغ باشی.

 

 

به این پست امتیاز دهید.

Likes۰Dislikes۰


منبع:romantops.com
گرداوری شده : ایران فراز

دانلود رمان شوخی شوخی عاشق شدم برای موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان شوخی شوخی عاشق شدم برای موبایل و کامپیوتر


رمان شوخی شوخی عاشق شدم برای موبایل و کامپیوتر

شوخی شوخی عاشق شدم

شوخی شوخی عاشق شدم

 

 

نوشته آیسان راد

خلاصه ی داستان:
دختری از جنس شیشه،به طعم شوخی،غصه هایش رهگذر باد،غرورش پابرجا و صدایش طوفانی،هوایش ابری است و درمیان خنده های بی پایانش اسیر میشود در قفس لحظه ها و در صید صیاد وقفه ها،در گذر او….وشاید من و شما……

آنی دختری مغرور،شوخ،با روحیه ی شاد،که تا حالا عاشق نشده،تو یه خوانواده چهار نفری زندگی میکنه و عاشق اوناست،یه دختر خوشگل که حالا دانشگاه قبول شده،یه روز که میخواد بره به ملاقات استادش آقای یزدان پناه،کنار یک گل فروشی نگه میداره،و اون جا چهره ای رو میبینه که سال ها ندیدتش..

ژانر: کمدی،عاشقانه،خوانوادگی،هم راه اندکی غرور.

مقدمه:
من درکنار لحظه های خوش اسیر شدم.. زیر گل بوته ی شبدر…وسر به هوا…ناگهان…کبوتری ارادت خود را به من نشان داد…
دوباره کثیف کاری…

قسمتی از رمان

چقدرقدم زدن تواین هواخوبه،من رو یاد دوران بچگیم می ندازه یاداون موقع هایی که همیشه تویه دنیایه خیالی زندگی میکردم واین قد رویایی بودم که فکرش از سر خارجه….هی
چقد..اززندگیم لذت می بردم.
نهال-مگه فرقی هم کردی؟تواین چندسالی که باهم درس میخوندیم، همیشه خیالاتی بودی حتی حالاکه دانشجوهستیم هم همینطوری هستی .(یه لبخند یه طرفه زدم)
یهودیدیم صدای پاداره می آدسرمونوکه برگردوندیم دیدیم یه پسری که خیلی به خودش رسیده بودوخوشتیپم بود داشت ازکنارمون ردمیشد.
نهال بهم گفت:اسمش امیر علیه ..برعکس قیافش خیلی ادم چندشیه اینقدرکه مغرورومتکبره وازاین بچه پرروهای شری که فکرکرده می تونه همه روضایع کنه.ببینم آنی اصلا گول ضاهرش رونخورباشه؟

به این پست امتیاز دهید.

Likes۰Dislikes۰


منبع:romantops.com
گرداوری شده : ایران فراز

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A