کامیابی تنها در این است که بتوانی زندگی را به شیوه خودسپری کنی.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶
خانه » محرم 95 » التماس کردند که شوهر دارند ولی من کار خودم را کردم!

اطلاعیه سایت

التماس کردند که شوهر دارند ولی من کار خودم را کردم!

التماس کردند که شوهر دارند ولی من کار خودم را کردم!

جوان ۲۴ ساله ای که بعد از آزاد شدن از زندان با خودرو سرقتی زنان جوان را به عنوان مسافر سوار کرده و آنها را در خیابان های خلوت مورد آزار و اذیت قرار داده است توسط پلیس آگاهی دستگیر شد.

با شکایت چند زن در خصوص تجاوزهای مشابه موضوع به صورت جدی در دستور ماموران آگاهی اداره شانزده قرار گرفت و در ادامه، یکی از قربانیان این کفتار، زمانی که از خودور او بیرون می آید با تلفن همراه خود از پلاک خودور این جوان عکس می گیرد و پلیس در عملیات طرح مهار وی را شناسایی و در یک عملیات پلیسی با شلیک ۲۲ گلوله موفق به دستگیری پسر ۲۴ ساله می شود.

التماس کردند که شوهر دارند ولی من کار خودم را کردم!

این جوان که با پیش گوشتی و چاقو زنان را تهدید و نیت شوم خود را عملی می کرد تا به حال به هشت فقره تجاوز به زنان اعتراف کرد.

گفتگو خبرنگار با متهم

خودت را معرفی کن؟

محمد، ۲۴ سالمه، تا دیپلم هم درس خواندم.

سابقه کیفری داری؟

بله، چندبار به خاطر سرقت و دعوا به زندان افتادم.

اعتیاد داری؟

بله، شیشه مصرف می کنم.

خودور ها را سرقت کردی که با آن پول دربیاوری یا فقط قصد داشتی نیت شومت را اجرا کنی؟

قصدم پول درآوردن بود.

به چند زن تجاوز کردی؟

هشت نفر.

چه ساعاتی زنان را سوار خودرو می کردی؟

آخر شب.

اموال قربانیان را هم سرقت کردی؟

اموال بعضی شان را سرقت کردم.

چطور به زنان تجاوز می کردی؟

با خودورهای سرقتی زنان جوان را در شرق تهران به عنوان مسافر سوار می کردم و با تهدید چاقو و کتک کاری آنها را در خیابان های خلوت و در حاشیه های اتوبان مورد آزار و اذیت قرار می دادم.

واکنش زنان چه بود؟

“به من التماس می کردند و می گفتند شوهر دارم خواهش می کنم این کار را نکن”.

چطور شد دستگیر شدی؟

در حال پارک کردن خودرو بودم که پلیس بهم شلیک کردم و من هم از ترسم فرار کردم که در ادامه بعد از برخورد به چند خودرو دستگیر شدم.

اگر شخصی با یکی از آشنایان شما هم این کار را انجام می داد، چه واکنشی انجام می دادید؟

از مقام های مسئول می خواستم هرچه سریعتر اعدامش کنند، من را هم اعدام کنید.

چرا دوست داری اعدام شوی؟

مرگ از بیکاری بهتر است.

حرف آخر؟

درسم را نتوانستم ادامه بدهم، اما خیلی کارها بلدم، در محله مان همه دوست داشتند مثل من باشند، به این خاطر که همه چی بلد بودم، اما بیکاری من را به این راه کشاند و از خانواده ام معذرت می خواهم.

گرداوری:رکنا

‘); d.write(‘


گرداوری شده : ایران فراز

اشتراک گذاری مطلب
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A